دوشنبه سی ام دی 1387
زمستان
2- آدم در دو حالت حرف نمي زند. يكي وقتي كه زياد حرفي براي زدن دارد و ديگر آنكه فقط حرف زيادي براي زدن د اشته باشد.
3- زمستان غزه تمام شد و رو سياهي به زغال و عقال ماند. نحسي است كه دورادور مبارك را گرفته و تبارك است كه ملت براي حماس مي خوانند.
4-تمام شد حرفم. تمام شدم.
5-خداحافظ
شنبه چهاردهم دی 1387
وعده
1-عمر سعد وعده عبيدالله زياد را در باره حكومت ري باور كرد و به جنگ امام حسين رفت. وعده هرگز محقق نشد اما عمر سعد باورش كرده بود.
2-هرمله پسر كامل وعده عمر سعد را پذيرفت و همه توان خود را در نابودي آل الله به كار گرفت. هرمله طرفي نبست اما وعده را باور كرده بود.
3-شريف حسين هاشمي وعده انگليسي ها را در جنگ جهاني اول براي سپردن حكومت اعراب به دست وي جدي گرفت و نهايت همكاري را رد نابودي عثماني ها به كار بست. شريف را بعدا به عنوان ديوانه كنار گذاردند ولي هر چه بود او وعده انگليسي ها را باور كرده بود.
4-حسني مبارك وعده آمريكايي ها درباره جانشيني جمال مبارك پس از خود را باور كرده و رفح را بسته است. او هم طرفي نمي بندد اما وعده را باور كرده است.
5-من وعده خداوند را هنوز باور نكرده ام و در جاده اي طولاني تنها پيش مي روم . آيا روز ي وعده خداوند را باور خواهم كرد؟
6-محرم است .
7-خداحافظ.

