تبليغاتX
ورداورد

جمعه نهم مرداد 1388

برائت(2)

خانه ام آتش گرفته است

 آتشی جانسوز

 هر طرف می سوزد این آتش

 پرده ها و فرش ها را تارشان با پود

 من به هر سو می دوم گریان در لهیب اتش پر دود

 وز میان خنده هایم تلخ

 و خروش گریه ام ناشاد

از درون خسته سوزان می کنم

 فریاد، ای فریاد، ای فریاد...

از فراز بام هاشان شاد

دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب

 بر من آتش به جان ناظر در پناه این مشبک شب

من به دستان پر از تاول این طرف را می کنم خاموش

 وز لهیب آن روم از هوش

 زان دگر سو شعله برخیزد به گردش دود

 تا سحرگاهان که می داند که بود من شود نابود.

 خفته اند این مهربان همسایگانم شاد

در بستر صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر

وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب مهربان همسایگانم از پی امداد؟

سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد

می کنم فریاد ، ای فریاد ، ای فریاد

 مهدی اخوان ثالث

 پی نوشت:

 1 -شعر بالا را محمود گذاشته بود روی وب وصف حال من بود..

2- نبودم..رفته بودم خونه خدا و شما همه شما رو دعا کردم.

 3- درباره نظرات و فرمایشات بزرگواران که هر چه هست از بسیاری واکنش های رو دررو و تلفنی مهربانانه تر است خیلی زود می نویسم.

 4- عرب ها که از من درباره ایران می پرسیدند نمی گفتم برادران و حواهرانم را می زنند و می کشند، نمی گفتم آدمها را بی هیچ گناهی از صحنه گیتی بر می دارند. نمی گفتم اسفه افراد بر ما حاکم شده اند. می گفتم هیچ(والله ما فی شی) بی خبرم.. از آن خنده شان بدم می آید آخر...

نوشته شده توسط مهندس بعد از این سابق در 0:57 |  لینک ثابت   •