پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387
روز عرفه...
7 روز و 7 شب
1-78 بود كه ره بر تاكيد خاص و مداوم خود بر مسئله عدالت توام با مطالبه را اغاز كرد.شايد تا پيش از ان هم در قالب يك چشم انداز توجه به مسئله عدالت مورد توجه بود اما هرگز به اين صورت پيا پي و پيگير نه به عنوان چشم انداز كه به عنوان ماموريت مورد تاكيد قرار نمي گرفت. سخنراني ها و پيامهايي كه خطاب ان نه مسئولين قوا يا نهاد هاي انقلابي كه دانشجويان و طلاب بودند. طوفاني ديگري در راه بود.
2-اين سو و ان سوي كشور تشكل هاي دانشجويي فراواني مستقلا و منفردا شروع به مطالبه كردند.مطالبات محلي و ملي در قالبهاي مختلف ومتفاوت.انهم زماني كه گفتمان مسلط جامعه اين حرفها نبود.چشم انداز پيشاروي جامعه به اين سمت و سو نمي رفت. چه كسي گمان مي كرد اين فعاليتهاي منفرد و بدون پشتيباني دولتي –كه دولت علاقه چنداني به اين نوع تشكل ها نشان نمي داد- منجر به نتيجه اي گردد يا حتي روزي رسانه اي شود؟
3-تشكل هاي دانشجويي عدالت طلب براي ارتباط گرفتن با يكديگر و مخاطبان عام ابزاري را به كار گرفتند كه هميشه به عنوان نقطه ضعف تشكل هاي مذهبي محسوب مي شد: رسانه.اگر نشريات دانشجويي در طي سالهاي 1376 تا 1380 به شدت به اخبار و تحليل هاي روز عادت كرده بودند اينان تكيه را بر نشريات تحليلي با قالبهاي بديع و شعر هاي متفاوت نهادند.خيزش،هفت قفل و... تنها نمونه هايي از اين حركت تازه بودند.توزيع كشوري و معنا گرفتن كلمه صندوق پستي ،تكيه به نوشتار ها و تحليل هاي كاملا دانشجويي، ايده هاي طنز تازه و نو همه از ويژگي هاي اين نشريات تازه بودند. با وجود سياسي بودن كامل جشنواره نشريات دانشجويي و برگزاري ان توسط نهاد هاي دولتي وقت قالبهاي طنز اين نشريات براي سه سال پياپي برنده جايزه ويژه استان تهران و ايران بودند.نقطه ضعف همه مذهبيون به نقطه قوت اين جمع نوپديد بدل شده بود: رسانه.
4- زمستان سرد 82 و نيمه راه دولت دوم سيد محمد خاتمي ، رسانه ها براي يك هفته به موضوع دانشجوياني پرداختند كه هفت شب در اعتراض به وضع دهشتناك بي خانمانان در سرماي ان سال در مقابل هفت نهاد مسئول شب را به صبح رساندند. جالب ان بود كه در فضاي شديدا دو قطبي ان سالها اين هفت تشكل به هر دو جناح سياسي كشور تعلق داشتند.از كميته امداد بگبريد تا سازمان بهزيستي .از وزاذت كشور اغاز كنيد و به شهرداري تهران برسيد.واكنشها از سوي هر دو جناح تند بود.يكي اين حركت را تلاش بريا تضعيف دولت مي خواند و ديگري به تلويحبر معتاد و بي ارزش بودن بي خانمانان پاي مي فشرد. هيچ نهاد دولتي يا حكومتي اي حاضر به گفتن حتي يك كلام به دفاع از جمع صد و چند نفره دانشجويي در اين تحصن سيار هفت شبه نبود.سرماي زمستان و دانشجوياني كه همه عمر شب را جز زير سقف نگذارنده بودند داستاني بود كه نمي توانست رسانه اي نشود.مقاومت دانتشجويان نتيجه داد و شهرداري ناچار خدماتي را كه امروز گرمخانه مي خوانيم اغاز كرد.مسدله بي خانماناني كه از سرما در تهران يخ مي زدند جزئ الويتهاي كشور بود يا نبود؟ هر كس چيزي مي گفت اما اين دانشجويان ديگر ان گروههاي از هم گسسته سابق نبودند.
5-سال 83 داغاداغ انتخابات رياست جمهوري و اوايل پاييز.كشور چشم دوخته بود كه چه كساني كانديداي رياست جمهوري مي شود؟ميرحسين موسوي مي ايد يا نه؟كانديداي مشاركت كيست؟هاشمي مي ايد يا نمي ايد؟ دنبال گشتن براي يافتن مصاديق معطل ماندن اجراي عدالت اصلا جزئ وظايف رسانه ها نبود!
2 سال بود كه اما مسئله دانشجوي پولي به اصلي ترين موضوع صنفي دانشجويان تبديل شده بود. چهار شنبه ها بعد از ظهر و پنجشنبه ها ظهر دانشگاهها پاركينگ ماشينهاي اخرين مدلي بود كه ادمهاي اخرين مدل از ان پياده مي شدند.اسمها داشتند اين 16 آذري هاي تازه امده! فراگير ،پولي و مجازي.بدون كنكور و اشكارا به توان عالي دور زدن كنكور مغرور.خودم با يكي از انها هم سخن بودم كه ميگفت:شما مجاني ها!از صدقه سر پول ما دانشجوييد.
همه از همه جاي ايران جمع شدند،تشكل هاي عدالتخواه را مي گويم از مجمع دانشجويان علم وصنعت بگيريد تا تشكل ارمان صنعتي اصفهان و حتي شوراي صنفي صنعتي اصفهان! به نفع كدام جناح بود كه درست در اوج كمپين تبليغاتي شان براي انتخابات خبر تحصن سيصد و چند دانشجوي پايه! انهم براي هفت روز جهت گيري رسانه اي را عوض كند؟ هيچ كدام! به همين خاطر عين هفت روز تجمع سيصد دانجو زير باران و باد كنار خانه مبله ملت در بهارستان با سكوت مطلق خبري همراه بود.شاد انكه همزمان با اين تحصن يكي از نمايندگان مجلس خطاب به خبرنگاران زن يكي از روزنامه هاي عبارتي را به زبان اورد و فردا حدود 15 خبرنگار از روزنامه هاي مختلف كنار در مجلس تجمع كردند.كنار همين دانشجوهاي از سرما افتاده ! تجمع ان دواتزده نفر اگر تيتر يك نشد صفحه دومها را پر كرد.پس از هفت روز دكتر عباسپور رييس كميسيون اموزش اموزش مجلس هفتم و هشتم و الخ ! امده بود به توضيح و ترميم كه نه شما از قانون بد برداشت كرده ايد و چنان و چنين.
صد و چند نماينده كه راهي براي ختم تجمع پيگير دانشجويان عدالتخواه نمي يافتند و از اثر ان بر فضاي سياسي بيمناك بودند پاي فوريت طرح اصلاح بندي از قانون كه مجوز دانشجحوي فراگير را مي داد امضا كردند.تحصن تمام شد.
6-تحليل انچه در اين سالها انجام شد گذشت زمان بيشتري را مي طلبد.جمع بندي انكه دانشجويان عدالتخواه چه خطاهايي را مرتكب شدند يا چه موفقيت هاي داشتند به مداقه بيشتري محتاج است اما امروز چه كسي مي تواند اثر انان را بر فضاي سياسي ان سالهاانكار كند.مدل متفاوتي از جنبش دانشجويي ارائه شده بود كه حكومتي نبود ولي ولايي بود. رسانه فراگير نداشت اما ادبيات رسانه را بلد بود.تغيير بود بر يك مسير،اصلاحي بود بر يك حركت.

